ابو طالب حسينى تربتى

86

تزوكات تيمورى ( فارسى )

و شير بهرام كه جدا شده بالوس خود رفته بود و در مقام تمرد ميبود ويرا استمالت داده طلب نمودم و وي بالوس خود آمده اطاعت مرا قبول كرد و ملازم خود ساخته ولايتي بوي ارزاني داشتم و چون ميانهء من و امير حسين خويشي بود من هرچند مروت و مدارا كردم دوست من نشد تا آنكه ولايت بلخ و حصار شادمان را از من كرفت و من هم بخاطر همشيرهء وي كه در خانهء من بود مضايقه نكردم و چندان بوي مدارا كردم كه امراي كه با من در مقام مخالفت بودند مطيع من كشتند ليكن امير حسين هميشه در مقام شكست من و مكر و فريب با من ميبود تا آنكه كنكاش كار وي چنين كردم كه بضرب شمشير ويرا مطيع فرمايم و چون بر ولايت توران مستولي كشتم و ولايت ماور النهر از خس و خاشاك وجود اوزبكان پاك ساختم بعضى از امراي اولوسات سر باطاعت من فرود نيآوردند و هريك با قبايل خود نازش ميكردند و بعضي از امراي من سفارش ايشان ميكردند كه چون همه شريك دولت‌اند ايشانرا نيز شريك دولت بايد دانست ليكن سخنان ايشان در غيرت سلطنت اثر نميكرد